اشک شوق از چشم جبرائیل ها جاری شدهپیش پایش خون اسماعیل ها جاری شده
در مدیحش نطق اسرافیل ها جاری شدهرو به سویش سیل میکائیل ها جاری شده
خاتم پیغمبران یعنی محمد (ص) آمدهاسوه ی تقوا، امیر عشق احمد(ص) آمده
قبله ی دلهای ما صحن و سرای رضاستورد لب شیعیان مدح و ثنای رضاست
خون دل شیعه از چشمه ی چشمش رواندست عزا بر سر از داغ عزای رضاست
بی گل روی رضا(ع)گلشن دین بی صفاستزینت گلزار دین عشق و صفای رضاست
هر طپش قل
ای گل سر سبد باغ ولا مهدی جانبه کنار پدر خویش بیا مهدی جان
سوزد از زهر هلاهل جگر بابایتای به درد من دلخسته دوا مهدی جان
از سر مهر سرم را تو به دامان بگذارکن پدر را ز سر مهر دعا مهدی جان
زهر آتش زده ب
شعله ها تا به آسمان می رفت، بود زهرا (س) به پشت در آن روزمیخ در می شکافت سینه ی او، شد شکسته یکی گهر آن روز
چند نامرد بی خبر ز خدا با لگد در زدند و در بشکستسوی در رفت دخت پیغمبر(ص)، جان او بود در خطر
چشم بستی شد جهان محروم از آن دیدارهاباغها خشکیده و پژمرده شد گلزارها
انتخاب ویژه ی باریتعالی بوده ایانتخاب حق برای بهترین کردارها
رفتی و زهرا(س) و حیدر(ع) را به غم کردی اسیرمی رسد آوای غم پیوسته از نی
مولود ماه ذکر و دعا می شود حسن(ع)در حق کسی که گشته فنا می شود حسن(ع)«مجموعه صفات خدا می شود حسن(ع)اسماء ذات در همه جا می شود حسن(ع)»
وقتی خدا به درد بشر می دهد دوایا یک نفر به عالم هستی دهد صفا«صد تا